|
پیامبر تاریکی |


حکومتجمهوری اسلامی و سیاست خارجی آن، بهویژه در رابطه با کشور اسراییل در خاورمیانه از "محبوبیت" خاصی برخوردار است. وبلاگ نویس "آقا اجازه" به کنکاش در زمینههای تاریخی و روانشناسانهی این محبوبیت پرداخته است:احمدی نژاد از نظر این وبلاگنویس، نمونهی بی بدیل انسانی است که در این بنبست تاریخی قرار دارد: «احمدی نژاد، نماد انسان سرخورده خاورمیانهای است. انسانی که اکنون سربلند کرده و متوجه شده است که از کاروان تمدن، اندیشه، تکنولوژی و رشد عقب مانده است. انسانی که صده هاست حرفی برای گفتن ندارد و اندیشه و ذهنش حتی توانایی توصیف وضعیت فلاکت بارش را هم ندارد، چه رسد به آن که راه حل نیز بیابد. دهه هاست که دایی جان ناپلئون به کمکش آمده، فکر کردن را برایش آسان کرده و یادش داده که به جای نگریستن در آینه، استعمار غرب را مقصر فلاکت خود بداند که او را عقب نگاه داشته و ثروتش را به غارت برده است.»...وبلاگنویس "آقا اجازه" روانشناسی این انسانآسانجو را بدینگونه رقم میزند: «انسان سرخورده خاورمیانهای همواره در گذشته خود زندگی میکند. او که با بیهویتی خود در دهکده جهانی مشکل دارد و حرفی برای گفتن ندارد، گذشته خود را نبش قبر کرده، آنرا با آرزوهای دست نیافته حال خود در هم میآمیزد و برای خود نقابی زیبا و طلایی میسازد و با آن در آینه به خود مینگرد و لذت میبرد: “ما این بودیم!”» این وبلاگنویس، وقتی به شرح غرور ایرانی میپردازد، واقعا به "وجد" میآید: «اگر ایرانی است که دیگر هیچ!! تمدنش دنیا را گرفته و تقریبا هیچ چیز نیست که ریشهاش ایرانی نباشد. نژادش آریایی است (یعنی نژاد برتر) و خوشحال است که آلمانی ها نیز آریایی هستند. چون آنها پیشرفته هستند پس ما هم … حال به او بگو که در زیست شناسی چیزی به نام نژاد آریایی وجود ندارد و این حرفها قرن بیستمی و ساخته نازی هاست. نمیپذیرد. وگرنه با آن خلاء چه کند که ناگزیر به وجود می آید؟»
از این لحظه بسیار ترسیدم و هول مرا برداشت در همین حال که نفس نفس می زدم و ضعف بر من غالب شده بود صدای عربده های شوی گرامی را شنیدم که مرا برای شستن ظرفها فرا می خواند، از خواب پریدم که ناگهان در سرم درد شدیدی احساس کردم ، بعد از مدتی که به خود آمدم فهمیدم که سرم به شدت به در تابوت برخورد کرده و تازه یادم آمد که ای بابا این ترس من بیهوده است چون من 10 سال پیش در سانحه ی رانندگی که البته راننده اش خودم بودم به همراه شوی گرامی جان خود را از دست داده و مرده بودیم .
تازه خیالم کلی راحت شده بود که لرزش بی مانند و وحشتناکی را در تابوتم حس کردم و به هوش آمدم وقتی که به اطرافم نگاه کردم فهمیدم» ای دل غافل امروز جمعه ی یکی از روزهای ترم 2 دانشگاهم است و طبق معمول هم اتاقی ها ناهار درست کرده اند و ما خورده ایم(عجب غلطی کرده ایم صد رحمت به لاستیک پلوی سلف یادمان باشد هفته ی دیگر یک جعبه پنیر تهیه فرماییم) و آن صدایی که شنیدم صدای هم اتاقی هایم بود که مرا برای شستن ظرفهای آن ناهار وحشتناک فرا می خواندند و اینگونه که پیداست نیمی از خوابگاه را عربده کشان به دنبال من گشته اند اما من جایم خوب و امن است و هنوز انها نمی دانند که من بعد از ظهر های جمعه را زیر تختم در میان ساک ها و چمدانها می گذرانم ...اما این تخت هم عجب کوتاه است اگر این اتفاق (برخورد سر مبارک به فیبر تحتانی تخت )فقط دوهفته ی دیگر پس از صرف ناهار اتفاق بیفتد من یکراست روانه ی دارالرحمه ی شیراز خواهم شد.
راستی یادم رفت بگویم آن لرزش بی مانند بر اثر پریدن هم اتاقی کمی تا قسمتی ... من که روزی 100 بار از طبقه ی 2تخت به سمت زمین شیرجه می زند به وجود آمده بود لازم به ذکر است روزی بر اثر این شیرجه هایش چلاق خواهد شد و من نیز روزی بر اثر آن غذاهای تهوع آور در زیر همین تخت جام مرگ را سر خواهم کشید و آنها نیز مدفن مرا تا وقتی که لاشه ام بو نکرده نخواهند یافت خدایم بیامرزد!!!!
اما از حق نگذریم این ناهار های روز جمعه به مانند قرص اکس یا زد یا هر چه که هست شادی بخش است و لحظه ای چند مرا از این زندگی نکبت بار نجات می دهد براستی که لذت بخش است لا اقل آدم (منظور خودمم که خواهم ترشید ) در عالم خواب بتواند روزی را ببیند که شوی گرامش برایش ناهار درست می کند آخر دختره ی ........(این نقطه چین ها همان صدای بوقیست که گاهاً در جعبه ی جادو هنگامی که کسی زبان به دشنام باز می کند به گوش جان نیوش می کنیم)تو چگونه به خود اجازه می دهی که حتی تصورش را کنی روزی شویت برایت غذا درست کند آخر ای بی هنر دانشگاه برای چه ات بود تو را مادرت باید در کلاسهای آشپزی ثبت نام می کرد تا اینگونه ننگ ترشیدگیه دخترشان عالم را خبردار نسازد!!!
آخر ای پر رو ای بی هنر تو هنوز تصدیق دوچرخه ات را هم نگرفته ای چگونه توقع داری که شوی گرامت رخشش را در اختیار تو قرار دهد تا تو با دست فرمان عالی و بی نظیرت هر دوان را روانه ی سینه کش قبرستان بنمایی ؟!!!!عجب دل درد شدیدی دارم "مادرم گفته بود :هرگز خانه را بدون فورازولیدون ترک نکن "اما کو گوش شنوا
اخلاق منهای خدا
مارسهاوزر و پتر سینگر / برگردان: علیمحمد طباطبایی
آیا دین برای اصول اخلاقی امری اجتناب ناپذیر است؟ بسیاری از انسانها انكار منشا الهی اخلاقیات را نه تنها اهانت بار كه كفر آمیز تلقی میكنند. مطابق با نظر آنها یك وجود الوهی احساس اخلاقی ما را به وجود آورده است و یا این كه ما اخلاق را از تعالیم ادیان تشكل یافته آموخته ایم. اما به باور آنها هر كدام از این دو نظر هم كه درست باشد، در هر حال ما نیازمند دین هستیم تا بتوانیم رذیلتهای كه در طبیعت ما نهفته است را فرونشانیم. به تعبیر كاترین هپورن در فیلم « ملكهی آفریقا » دین برایمان امكان پذیر میسازد كه خود را در جایگاهی بسیار بالاتر از « مادر پیر زشت طبیعت » قرار دهیم زیرا (دین به ما) نوعی قطب نمای اخلاقی ارزانی میدارد.
با این حال این دیدگاه كه معتقد است اصول اخلاقی دارای منشا الهی است با معضلات بسیاری روبرو است. یكی از این معضلات این است كه ما نمیتوانیم بدون غلتیدن به میان همانگویی به طور هم زمان هم بگوئیم كه خدا خوب است و هم این كه او احساس ما از خوبی و بدی را به ما بخشیده است. زیرا در چنین حالتی ما فقط میگوئیم كه خداوند استانداردهای خودش را برآورده میسازد.
معضل دیگر این است كه یك اصول اخلاقی كه در تمامی انسانهای اهل ایمان بدون توجه به عقاید بخصوص آنها مشترك باشد وجود ندارد. در واقع كافرین و لاادریها دارای رفتاری كه در مقایسه با اهل ایمان كمتر اخلاقی باشد نیستند، حتی چنانچه فضایل و خصلتهای نیكویی كه آنها دارند بر اصولی غیر از دین مبتنی باشد. افراد بی ایمان غالباً مانند دیگران دركی قوی و سالم از درست و غلط دارند. آنها در لغو بردگی شركت داشتند و در تلاشهای دیگر برای كاستن از رنجهای انسانی سهیم بودهاند.
عكس آن نیز كاملاً درست است. دین انسانها را در انجام رشتهی طولانی از جنایتهای فجیع هدایت كرده است. از فرمان خداوند به موسی برای قربانی كردن مدیانیها ـ مردان، زنان، پسرها و دخترهای غیر باكره ـ گرفته تا جنگهای صلیبی، تفتیس عقاید، نزاعهای بیشمار میان سنیها وشیعیان و بمب گذاران انتهاری كه متقاعد شدهاند شهادت آنها را مستقیم به بهشت میبرد.
معضل سوم برای دیدگاهی كه معتقد است اخلاق ریشه در دین دارد این است كه بعضی از عناصر اصول اخلاقی به نظر میرسد كه جهانشمول هستند، آنهم علی رغم تفاوتهای تند عقیدتی میان ادیان اصلی جهان. در واقع این عناصر به فرهنگهایی مانند چین نیز منتقل شده است، جایی كه دین از نگرشهای فلسفی مانند تعالیم كنفسیوس اهمیت كمتری دارد.
شاید یك خالق آسمانی است كه این عناصر جهانشمول را در لحظهی خلقت به انسانها منتقل میكند، اما یك تبیین جایگزین كه با حقایق زیست شناسی و زمین شناسی نیز مطابقت داشته باشد این است كه طی میلیونها سال در ما انسانها توانایی اخلاقی تكامل یافته و همین است كه شم و احساسی برای درست و نادرست را در ما ایجاد میكند.
تحقیقات روان شناسی در حوزهی علوم شناختاری كه بر استدلالهای فلسفهی اخلاق مبتنی هستند برای اولین بار موفق شدهاند كه مناقشهی بسیار كهن در بارهی منشا و سرشت اخلاق را فیصله دهند. سه وضعیتی را كه به دنبال میآید به تصور درآورید. برای هر كدام از آنها جالی خالی را با یكی از این سه جواب یعنی: « اجباری »، « مجاز » و « ممنوع » پر كنید
اگر ریگی به کفش خود نداری - چرا بایست شیطان آفریدن؟
ایا این شعر كفر آمیزه یا حقیقت؟فرض كنین اجازه دارین از طرف خدا جواب ناصر خسرو را بدین.خوب شروع كن...
به آهو می کنی غغا که بگریز - به تازی هی زنی اندر دویدن
به ما فرمان دهی اندر عبادت - به شیطان در رگ و جانها دویدن
به ما اصرار داری در ره راست - به او در پیچ و تاب ره بریدن...
اگر می خواستی کین ها نپرسم - مرا بایست حیوان آفریدن...
خدایا! راست گویم فتنه از توست - ولی از ترس نتوانم جغیدن (یا چخیدن=حرف زدن، گفتن)
متن سخنرانی تاریخی ولی امر مسلمین جهان در بهشت زهرا
..ما علاوه بر اینكه زَندگی مادی شما را می خواهیم مرفه بشَد، زَندگی معنوی شمارا هم می خواهیم كه مرفه باشد! شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات مارا بردند اینها!دلخوش نباشید كه مسكن فقط میسازیم. آب و برق را مجانی میكنیم. اتوبوس را مجانی میكنیم. دلخوش به اینمقدار نباشید
...
معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدیم . شما ر ا به مقام انسانیت می رسانیم. اینها شما را منحط كردند. اینقدردنیا را پیش شما جلوه دادند كه خیال كردید همه چیز این است! ما هم دنیا را آباد میكنیم هم آخرت را.یكی از اموری كه باید بشد همین معناست كه خواهد شد.
...
این دارایی از غنایم اسلام است و مال ملت است و مستضعفین، و من امر كردم به مستضعفین بدهند و خواهند داد و پس از این هم تغییرهای دیگر در امور خواهد حاصل شد، لاكن یه قدری باید تحمل كنیم، به این نغمه های باطل گوش نكنیم! اینها حرف میزنن، ما عمل میكنیم.
...
اونها شمارو میخوان دلسرد كنن از اسلام. اسلام پشتیبان شماست. ما پس از این راجع به بانكها هم طرحهایی داریم كه از اون وضع رقت بار برگردد. از اون وضع استعماری برگردد. ما باید تمام این كاخهای این وزارتخانه را، وزارتخانه ها را كه میلیونها میلیاردها مال ملت دَرش ثبت شده است.
...
باید اینها تبدیل بشَد به كیف معتدل اسلامی. این فرم فرم خارجیست، فرم اجنبی است! فرم طاغوت است ... در دادگستری كاخ درست شده است ،لیكن دادگستری نیست، دادخواهی نیست، فقط كاخ است..."
...
بانكها به تدریج باید تعدیل بشد و ربا به كلی قطع بشد من باید به مصادر امور بگم كه .. اینقدر ضعف نفس به خرج ندید دنبال این نباشید كه فرم غربی پیدا كنید بیچارگی ما این است كه دنبال این هستیم كه فرم غربی پیدا كنیم .
دادگستری ما دادگستری غربی باشد، قوانین ما قوانین غربی باشد. اینقدر ضعیف النفس نباشید اونهایی كه فرم غربی را بر فرم الهی ترجیج میدن اینها از اسلام اطلاع ندارد اونهایی كه میگن نمیشد اسلام را در این زمان پیدا كرد برای اینكه اسلام را نشناختند نمیفهمن چی میگن
ما مبارزه با فساد میكنیم. فحشا را قطع میكنیم مطبوعات را اصلاح میكنیم رادیو را اصلاح میكنیم تلویزون را اصلاح میكنیم سینما ها را اصلاح میكنیم . تمام اینها به فرم اسلام باید باشد. تبلیغات تبلیغات اسلامی، وزارتخانه ها وزارتخانه های اسلامی، احكام احكام اسلام، حدود اسلام را جاری میكنیم.
خوف از اینكه غرب نمیپسندد نمیكنیم، غرب ما را خار كرد غرب روحیات ما را از بین برد. ما را غربزده كردند! ما این غربزدگی را میزدائیم تمام آثار غرب را، تمام آثار فاسده ، تمام اخلاق فاسده غربی را تمام نظرات باطله غربی را...... خواهیم زدایید! ما یك مملكت محمدی ایجاد میكنیم
سوره النساء (زنان) آیه 34
«مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.»
در این آیه (1) مردان برتر از زنان خوانده شده اند (2) یک دلیل برتری مردان به زنان برتری ذاتی آنها است که خداوند به آنها داده است (3) دلیل دیگر این برتری آن است که مردان به زنان نفقه (پول) میدهند (4) رابطه زن و مرد رابطه ای نابرابر است که به رابطه بین فرمانده و فرمانبردار تشبیه شده است و زنان مجبورند از مردان فرمانبرداری کنند (5) مردان درصورتی که "بیم" نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند، یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند. (6) بعد از آن نباید به آنها ظلم کنند، یعنی در صورتی که بیم نافرمانی دارند، مردها باید به آنها ظلم کنند. کتک زدن زنان مجازاتی ظالمانه است و در تضاد با اصل 5 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. همچنین ماده 11 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام میدارد که هیچکس را نمیتوان بدون حضور در دادگاه دارای صلاحیت محکوم و مجازات کرد، لذا تصمیم گیری خودسرانه در مورد زن و تنبیه فیزیکی او از طرف مرد کاملا محکوم است.
سوره احزاب آیه 51
«از زنان خود هر که را خواهی به نوبت مؤخردار و هر که را خواهی با خود، نگه دار و اگر از آنها که دور داشته ای یکی را بطلبی بر تو گناهی نیست در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آنچه همگیشان را ارزانی می داری باید که خشنود گردند...»
پیامبر لازم نیست در همخوابگی با زنانش نوبت و مساوات را رعایت کند، وی میتواند نوبتها را جابجا کند و با زنانی که دوست دارد بیشتر باشد. و زنانش نیز نباید لب به شکایت بگشایند.
سوره بقره آیه 228
«... برای زنان حقوقی شایسته است همانند وظیفه ای که بر عهده آنهاست ولی مردان را بر زنان مرتبتی است وخدا پیروزمند و حکیم است.»
سوره تحریم آیه 1
«ای پیامبر ، چرا چیزی را که خدا بر تو، حلال کرده است ، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام می کنی؟ و خدا آمرزنده و مهربان است.»
این آیه در مورد ماجرای ماریه قبطی ساخته شده است. ماریه کنیز حفصه از زنان محمد بوده است. محمد روزی به خانه حفصه رفته است و ماریه را تنها دیده است و با او همبستر شده است. حفصه به خانه برگشته و محمد را در حال نزدیکی با کنیز خود در خانه میبیند. محمد قسم میخورد که دیگر با ماریه همبستر نشود و از حفصه میخواهد که این راز با کسی بازگو نکند. اما حفصه این راز را با همه در میان میگذارد و پیامبر از تصمیم خود بازمیگردد و این آیات (آیات اول سوره تحریم) نازل میشود.
سوره تحریم آیه 5
«شاید اگر شما را طلاق گوید پروردگارش به جای شما زنانی بهتر از شمایش ، بدهد زنانی مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه کننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر کرده ، خواه باکره.»
سوره احزاب آیه 59
«ای پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که چادر خود را برخود فروپشونند. این مناسب تر است تا شناخته شوند...»
این آیه از زنان میخواهد که حجاب را بگونه ای رعایت کنند تا شناخته نشوند، این بدان معنی است که صورت آنها نیز همچون حجاب فعلی زنان عرب و افغان باید پوشیده باشد
سوره بقره آیه 223
«زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.»
سوره بقره آیه 282
«... و دو شاهد مرد به شهات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکی فراموش کردد دیگری به یادش بیاورد....»
سوره نساء (زنان) آیه 11
«خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است.»
سوره نساء (زنان) آیه 24
«و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند (منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.)...»
سوره نور آیه 6
«و کسانیکه زنان خود را به زنا متهم میکنند، اگر نتوانند 4 شاهد پیدا کنند میتوانند خود چهار بار شهادت بدهند در راه خدا که او از راستگویان است. (این عمل را لعان گویند).»
یک مرد میتواند با 4 بار شهادت دادن در راه خدا زنش را متهم به زنا کند که مجازاتش هم در آیه زیر آمده:
سوره نساء (زنان) آیه 15
«و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا میشوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهید. اگر شهادت دادند آنها را در خانه محبوس کنید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی در پیش پایشان نهد.»
. سوره التغابن آیه 14
«ای کسانی که ایمان آورده اید ، در میان زنان و فرزندانتان دشمنی برای شما وجود دارد از آنها حذر کنید...»
زنان و فرزندان دشمان مردان هستند.
سوره احزاب آیه 50
«ای پیامبر ، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که به عنوان ، غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داییها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کردیم ، و نیز زن مؤمنی را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هر گاه پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد این حکم ویژه توست»
در اینجا خداوند سر کیسه رحمت الهی را بسیارشل میکند و به پیامبر اجازه میدهد تا تقریباً با هرکس که میخواهد ازدواج کند. و پیامبر از این حق خود بسیار خوب استفاده کرده است،
سوره احزاب آیه 52
«بعد از این زنان ، هیچ زنی بر تو حلال نیست و نیز زنی به جای ایشان ، اختیار کردن ، هر چند تو رااز زیبایی او خوش آید ، مگرآنچه به غنیمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چیزی است.»
باید توجه داشت که زیباترین زنان پیامبر آنانی بودند که در جنگها به تصرف او در آمده بودند. جویریه و صفیه دو نمونه بارز از این نوع تصرفات پیامبر بودند. گویا این آیه در هنگام اعتراض عایشه به آیات زیاده خواهانه پیامبر در مورد زنان، توسط او سروده شده است.
آخرين مطالب ارسالي